چگونه فوراً به اعتماد، باور، نفوذ و رابطه دوستانه برسید!

۱۳ راه برای ایجاد ذهن باز از راه گفت و گو با ضمیر ناخودآگاه
پدید آورنده: 
تام بیگ ال شرایتر
مترجم: 
امیر انصاری
سال چاپ: 
۱۳۹۶
نوبت چاپ: 
اول
تعداد صفحات: 
۹۶ صفحه
قطع کتاب: 
رقعی
شابک:
۹۷۸۶۰۰۸۲۳۷۲۹۷
قیمت: 
۸,۰۰۰ تومان
۷,۲۰۰ تومان
- ۱۰%

کتابهای مرتبط

شما محصولات فوق‌العاده‌ای را به مشتریان پیشنهاد می‌دهید، و صادقانه دیدگاه و احساسات خود را با آن‌ها در میان می‌گذارید. با این حال، آن‌ها از شما خرید نمی‌کنند، باورتان ندارند و به احساسات و دیدگاه‌تان بی‌توجه هستند. در واقع، شما نیازی به گفتنِ حرف‌هایِ خوبِ بیشتر ندارید، بلکه نیاز دارید تا همان حرف‌های خوبی را که می‌زنید، مورد پذیرش مشتریان قرار گیرد.
موضوع بر سر قیمت، نوع معرفی، یا شخصیت شما نیست. همه‌چیز به چند ثانیه‌ی جادویی ابتدای ملاقات شما با افراد بستگی دارد.
تام (بیگ ال) شرایتر در کتاب پیش رو سعی دارد نحوه‌ی اعتماد و باورسازی در مشتریان را در همان ثانیه‌های اول به ما نشان دهد. اما چگونه؟ از طریق گفت‌وگوی مستقیم با بخش تصمیم‌گیری مغز یا همان ضمیر ناخودآگاه. پیام شما باید به درون مغز مشتری راه یابد. تعهد شما رساندن پیام به درون مغز مشتری است. اگر موفق به جلب اعتماد مشتری نشوید و او پیام شما را باور نکند، در واقع شما آن پیام را از مشتری خود دریغ کرده‌اید.
برای ایـجاد حس تفــــاهم فوری با مشـتریان، از روش‌های ساده و آزمایش‌شده‌ی بیگ ال استفاده کنید تا به اهداف خود دست یابید. اگر شما یک رهبر، فروشنده، بازاریاب شبکه‌ای، یک معلم یا کسی هستید که نیاز به برقراری ارتباط سریع و مؤثر با افراد دارد، این کتاب مختصِ شماست.

پیشگفتار مترجم
درباره‌ی نویسنده
پیشگفتار نویسنده
فصل اول: ایجاد رابطه‌ی دوستانه
فصل دوم: اگر رابطه‌ی دوستانه ایجاد نکنید، آنگاه این اتفاق خواهد افتاد
فصل سوم: «صداقت، درستی، صمیمت و ارادت قلبی مشتریان بالقوه» فایده‌ای ندارد
فصل چهارم: چگونه فوراً با مشتریان بالقوه‌ی خود رابطه‌ی دوستانه و ارتباط برقرار کنیم؟
فصل پنجم: بنابراین، اینجا چه خبر است؟
فصل ششم: تنظیم گام در استروئیدها
فصل هفتم: بیایید در ایجاد رابطه‌ی دوستانه از این هم بهتر شویم
فصل هشتم: وای نه! آن‌قدر خوب است که ممکن است غیرقانونی باشد!
فصل نهم: استفاده از کلمات و جملات جادویی برای برقراری رابطه‌ی دوستانه
فصل دهم: بقا خوب است
فصل یازدهم: همه می‌دانند و همه می‌گویند
فصل دوازدهم: «خب، می‌دانی چرا...»
فصل سیزدهم: «از قدیم می‌گویند...»
فصل چهاردهم: بیایید جادو را شروع کنیم!
فصل پانزدهم: با این جمله، «زنگ هشدار نزدیک شدن فروشنده» را خاموش کنید
فصل شانزدهم: تمجید صمیمانه‌ای انجام بدهید
فصل هفدهم: فوراً مشتری بالقوه را وادار کنید از خودش بگوید
فصل هجدهم: سؤال متداولی که ممکن است رابطه‌ی دوستانه را نابود کند
فصل نوزدهم: «سخت است کاری کنید که مردم باورتان کنند؟»

برای ارسال دیدگاه وارد شوید یا ثبت نام کنید .